‌از روابط بی‌جای دختر و پسر بیزار بودم و حالا به طرز عجیبی دچارش شدم. هر چقدر هم سعی میکنم خودم رو ازش کنار بکشم اونطور که باید موفق نمیشم.

عقیده م اینه که درست نیست با هم بخندیم، شوخی کنیم و مسخره‌بازی در بیاریم. اما متاسفانه اطرافم پر از آدم‌هایی ه که به این مسائل قائل نیستن و اساساً براشون موضوعیت نداره که بخوان بهش فکر کنن...

حالا من میمونم و این جو سمی که وجود داره و این میشه که ناگزیر بهش تن میدم. که اشتباه میکنم. اگر همه عالم هم اشتباه عمل میکنن تو درست باش. تو درست باش...

پ.ن: دلم برات تنگ شده..

‌‌

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۲ساعت 2:42  توسط Faeze  |